|
شبی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می کرد؛آوازی شنود که:«هان بوالحسن! خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟»شیخ گفت: ای بار خدای! خواهی تا آنچه از رحمت تو می دانم و از کرم تو می بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجودت نکند؟!
آواز آمد: نه از تو و نه از من!
نویسنده: مطرب دل |
یکشنبه 3 شهریور 87 ساعت 2:52 عصر
|
|
|
نظرات دیگران نظر
|
|
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
|